X
تبلیغات
جیگیلی
تاريخ : پنجشنبه بیست و هشتم شهریور 1392 | 11:1 | نویسنده : سپیده
تاريخ : یکشنبه بیست و هفتم مرداد 1392 | 23:3 | نویسنده : سپیده



تاريخ : شنبه بیست و ششم مرداد 1392 | 12:43 | نویسنده : سپیده

از این به بعد هرکسی بهت گفت دوست دارم

برو بغلش کن

آروم سرت و بزار رو شونه هاش

و یواش در گوشش بگو

خفه میشی؟!

یا

خفت کنم؟!



تاريخ : چهارشنبه نهم مرداد 1392 | 13:53 | نویسنده : سپیده

شراب خواستـم...گفت : " ممنوع است "  


آغـوش خـواستم...گفت : " ممنوع است"


بوسه خـواستم... گفت : " ممنوع است "  


نـگــاه خـواسـتم... گفت: " ممنوع است "


نـفـس خواستم... گفت : " ممنوع است " 


حالا از پس آن همه سال ديکتاتوري عاشقانه....


با يک بطري پر از گلاب  آمده بر سر خاکم.


و به آغوش مي کشد با هر چه بوسه ، سنگ سرد مزارم را


و چه ناسزاوار عکسي را که بر مزارم به يادگار مانده ، نگاه مي کند.


و در حسرت نفس هاي از دست رفته ، به آرامي اشک مي ريزد.


تمام تمنای من اما...


سر بر آوردن از این گور است...!!


تا بگویم هنوز بیدارم ...




تاريخ : سه شنبه هشتم مرداد 1392 | 19:36 | نویسنده : سپیده


مهلت بده میروم...

فقط پایت را بلند کن...

غرورم را جمع کنم...!



تاريخ : جمعه هفدهم شهریور 1391 | 23:6 | نویسنده : سپیده
 

براي عشق تمنا كن ولي خار نشو. براي عشق قبول كن ولي غرورتت را از دست نده . براي عشق گريه كن ولي به كسي نگو. براي عشق مثل شمع بسوز ولي نگذار پروانه ببينه. براي عشق پيمان ببند ولي پيمان نشكن . براي عشق جون خودتو بده ولي جون كسي رو نگير . براي عشق وصال كن ولي فرار نكن . براي عشق زندگي كن ولي عاشقونه زندگي كن . براي عشق بمير ولي كسي رو نكش . براي عشق خودت باش ولي خوب باش



تاريخ : سه شنبه چهاردهم شهریور 1391 | 12:34 | نویسنده : سپیده
Avazak_ir-Light355~0.jpg
هرگز به ديگران ااجازه نمي دهم
قلم خودخواهي در دست بگيرند
دفتر سرنوشتتم را رقم بزنند
خاطراتم را پاك كنند و آخرش بنويسن:
قسمت نبود



تاريخ : شنبه چهارم شهریور 1391 | 14:59 | نویسنده : سپیده
.به جورابهایی که سال به سال رنگ شستشو نمیبینه وبوش تا یک کیلومتری میاد

2.نمره 12ریاضی سال اول ابتدایی شون (تنها نمره قبولی در سالهای تحصیلی!)

3.کشتن جوجه پسر همسایه(آخه هرچی خواهش کردن بهشون نداده بوده)

4.در رفتن از زیر کتک های مامان (چون خیلی چالاک بودن!!)

5.پونز گذاشتن روی صندلی معلم(آخه نمره نمیداده وبا درسش حال نمیکردن؟!) 

6.خراب کردن اسباب بازی بچه فامیلشون(چون خیلی باهاش پز میداده!)

7.ضایع کردن یه دختره توکلاس دانشگاهشون(بعداباپنچری چرخ ماشینشون مواجه شدن!!!!)

8.اتاق شلوغتر از بازار شام!

9.لباسای چرکشون(بایه دوش ادکلن همه چی رو حل میکنن!

 

10.به تیپشون!!!!!

 

11........خودتون بگید!

این مطالب فقط جنبه طنز و سرگرمی داره.



تاريخ : شنبه چهارم شهریور 1391 | 14:51 | نویسنده : سپیده

دوست دختر, دوست پسر, دوست پسر میخوام,دوست پسر,دوست پسرم

اگه راه های دوست پسر آزاری-بهتون زنگ زد (در این مسئله فرض بر هوتن نام بودن دوست پسرتونه…!!!) بگین سلام حمید جون.

بعد یه دفعه انگار که تازه متوجه شدین بگین اوا خاک به سرم علی تویی؟؟؟؟

می تونین این سیر رو تا هفده باز تکرار کنین ولی بار هجدهم دیگه خطر مرگ داره.من مسئولیتی در قبال این حادثه ندارم.

 

به دوست پسرتون زنگ بزنین و بگین کسی خونه نیست و دعوتش کنین خونتون ، بعد با دختر همسایه برید سینما و فیلم هوو یا ازدواج به سبك ایرونى رو ببینید.

 

تا دوست پسرتون یه شوخی کوچیک با شما کرد سریعا جبهه بگیرین و باهاش دعوا کنین. با کلماتی از قبیل:مگه تو خودت خواهر مادر نداری؟…یا یه همچین چیزایی .ولی دو تا سه دقیقه بعد خودتون یه جک فجیع یا افتضاح برا دوست پسرتون تعریف کنید و بعدش بشینید و قیافه بنده خدا رو تماشا کنید.

 

آرایش شدید بزنید و از این شلوارای خیلی برمودا و از این پیرهن آستین کوتاها بپوشید و برید جلوی دوست پسرتون رژه برید و وقتی به شما نزدیک شد و به دو سه متری شما رسید ، سرش داد بزنید و بعدش بشینید و زجر کشیدنش رو تماشا کنید.

 

عکسهای دو نفره ای رو که با پسر نوه عمه ی خاله ی پدربزرگ پسر دختر خالتون و یا امثالهم گرفتید به دوست پسرتون نشون بدید ولی بهش اجازه ندید حتی یه دونه عکس باهاتون بگیره.

 

موقع تولد دوست پسرتون جلوی دوستاش فقط بهش یه شاخه گل هدیه بدید و حالشو حسابی بگیرید و (احتمالا بسته به قدرت و توانایی قلبی و شرایط جوی) بشینید و سکته شو تماشا کنید و لذت ببرید.

 

همین که تو ماشین بغل دست دوست پسرتون نشستین شروع کنین به عطسه کردن و از بوی ادکلن چند صد هزار تومنیش که با زجرکش کردن پدر و مادرش خریده ایراد بگیرید و بهش بگید که به این بو حساسید.

 

وقتی داره باهاتون حرف می زنه همین که به جای حساس حرفاش رسید بی مقدمه موبایلشو بردارید و به یکی از دوستاتون زنگ بزنید و چهار ساعت و چهل و هشت دقیقه با دوستتون حرف بزنید و دوست پسرتون را تو کف حرف زدن و تو فکر قبض موبایل بذارید.

tanziran.com



تاريخ : شنبه چهارم شهریور 1391 | 12:15 | نویسنده : سپیده

سرگرمی,مطالب خنده دار

♥وقتي يک دختر حرفي نميزند

ميليونها فکر در سرش مي گذرد

 

♥وقتي يک دختربحث نميکند

عميقا مشغول فکر کردن است

 

♥وقتي يک دختربا چشماني پر از سوال به تو نگاه ميکند

يعني نمي داند تو تا چند وقت ديگر با او خواهي بود

 

♥وقتي يک دختر بعد از چند لحظه در جواب احوالپرسي تو مي گويد: خوبم

يعني اصلا حال خوبي ندارد

 

♥وقتي يک دختر به تو خيره مي شود

شگفت زده شده که به چه دليل دروغ مي گويي

 

♥وقتي يک دختر سرش را روي سينه تو مي گذارد

آرزو مي کند براي هميشه مال او باشي

 

♥وقتي يک دختر هر روز به تو زنگ مي زند

توجه تو را طلب مي کند

 

♥وقتي يک دختر هر روز براي تو [اس ام اس] مي فرستد

يعني ميخواهد تو اقلا يک بار جوابش را بدهي

 

♥وقتي يک دختر به تو مي گويد دوستت دارم

يعني واقعا دوستت دارد

 

♥وقتي يک دختر اعتراف مي کند که بدون تونمي تواند زندگي کند

يعني تصميم گرفته که تو تمام آينده اش باشي

 

♥وقتي يک دختر مي گويد دلش برايت تنگ شده

هيچ کسي در دنيا بيشتر از او دلتنگ تو نيست

تصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.net


♥وقتي يک پسر حرفي نمي زند

حرفي براي گفتن ندارد

 

♥وقتي يک پسر بحث نمي کند

حال وحوصله بحث کردن ندارد

 

♥وقتي يک پسر با چشماني پر از سوال به تو نگاه مي کند

يعني واقعا گيج شده است

 

♥وقتي يک پسر پس از چند لحظه در جواب احوالپرسي تومي گويد: خوبم

يعني واقعا حالش خوبه

 

♥وقتي يک پسر به تو خيره مي شود

دو حالت داره يا شگفت زده است يا عصباني

 

♥وقتي يک پسر هر روز به تو زنگ مي زند

او با تو مدت زيادي حرف مي زند که توجه ات را جلب کند

 

♥وقتي يک پسر هرروز براي تو [اس ا م اس] مي فرستد

بدون که براي همه "فوروارد" کرده

 

♥وقتي يک پسر به تو ميگويد دوستت دارم

دفعه اولش نيست (آخرش هم نخواهد بود)

 

♥وقتي يک پسر اعتراف مي کند که بدون تو نمي تواند زندگي کند

تصميم شو گرفته که تورو اقلا واسه يه هفته داشته باشه

منبع:pat-o-mat.com



 



تاريخ : شنبه چهارم شهریور 1391 | 11:25 | نویسنده : سپیده
*توی جمعی كه یه عده پسر دارن فوتبال میبینند ، در لحظه حساس تلویزیون رو خاموش كنید.

*توی جمع دانشجویی هنگام عكس گرفتن پسرا رو از كادرخارج كنید.

*توی یه مهمونی تو چای پسر مورد نظرتون 1قاشق نمك بریزید.

*اگه یه پسر با موهای ژل زده از كنار خونه شما عبور كرد ازپنجره یه سطل آب روش بریزید.

*قبل از اجرای زنده خوندن یه پسر سیم میكروفون رو قطع كنید.

*در جلوی پسری كه سرش خلوته از كاشت و زیبایی موهای پسر همسایه تعریف كنید.

*شیشه نوشابه تان را به پسر مورد نظرتون بدین تا باز كنید ، سپس بگین كه میل ندارین.

*اگه یه پسر ازتون ساعت پرسید به ساعت نگاه كنید و بگین عجله كن قرارات دیر شده !

*به یه پسری كه موهاش رو مدل جدید درست كرده اشاره كنید و بلند بگین ، این رو به برق وصل كردن ؟

*به پسر مورد نظر یه هدیه بدین ، بعد بگین اشتباه شده این مال اون یكیه !

*اگه سر جلسه امتحان پسری از شما تقلب خواست جواب سوال اشتباه بدین.

*تو دانشگاه ماشین پسر مورد نظرتون رو پنچر كنید.

*اگه یه پسری جلوش دوستاش یه شاخه گل هدیه داد ، جلوی بینی خود رو بگیرین و بگین به این بو آلرژی دارین.

*اگه سر كلاس یه پسری اصرار داشتكه امتحان كنسل بشه شما مصر باشین كه امتحان برگزار بشه.



تاريخ : چهارشنبه بیست و پنجم مرداد 1391 | 18:17 | نویسنده : سپیده

از اين به بعد هركسي بهت گفت دوست دارم

برو بغلش كن

آروم سرتو بزار رو شونه هاش ويواش در گوشش بگو

خفه ميشي؟

يا خفت كنم؟



تاريخ : سه شنبه بیست و چهارم مرداد 1391 | 17:27 | نویسنده : سپیده
اگرپسری بر ضد دخترها حرفی زد بدونید

ازهمه بیشتر دنبال دخترهاست و براشون له له میزنه!!

حکایتش حکایت همون گربه هست که دستش به گوشت نمیرسید می گفت پیف پیف بو می ده!

تا حالا صد تا دخترسر کارش گذاشتند و حالشو گرفتند !

....

تا حالا هر چی التماس کرده دخترای ناز ایرونی که سهله یه وزغ ماده هم تحویلشون نگرفته!!
 

توی دانشگاه نمره های ماکزیمم دخترا رو دیده و برای اینکه کسی نفهمه آی کیوش در حد کلوخه مجبوره بشینه برای دخترا حرف در بیاره

تو خونه همش به خاطر شلخته بودنش (مخصوصا موها و دماغ ) و تمیزی و خوشتیپی خواهرش مدام زدند تو سرش

از اینکه با صد نوع مدل موی مختلف و خط ریشای عجیب غریب نمیتونه قیافه مثل اژدهاشویه کم شبیه آدما بکنه به دخترای ایرونی که با آرایش زیباتر میشند حسودی می کنه

می بینه یک نفر تو دنیا پیدا نمیشه که فقط یه بار منتشو بکشه و باید یه عمر ناز کش باشه

می بینه خیلی از مردا و پسرای اطرافش (وحتی خودش) حاضرند با اشاره یه خانم همه چی شونو فدا کنند اون وقته که یه جاش به شدت میسوزه

*چندتا توصیه به پسرهای ایرونی:

ـ با داشتن هیکلی ضایع تی شرت تنگ نپوشن!!!

ـ از کلاس پنجم دبستان سه تیغه نکنن و after shave نزنن!!!!

ـ جلوی مدرسه دخترانه نایستن و سیگار چاق نکنن!!!!!!!

ـ با دیدن یک فروند دختر جو زده نشده و تیکه جواتی بار نکنن!!!!!

ـ پس از ورود به دبیرستان سیگاری نشده و گوز گوز نکنن!!!!!

ـ پس از یافتن اولین پشم در بدن خود احساس مردانگی نکنن و به فکر ازدواج نیافتن!!!!!!

ـ در مقابل دختر ها احساس بامزه بودن نکنن و کسشعر نگن!!!!

ـ ادعای با معرفتی و با مرامی وخلاف سنگین نکنن!!!!!

ـ کت وشلوار صورتی با پیراهن زرد نپوشن و کروات قهوه ای نزنن!!

ـ در آن واحدبا N تا دختر رفیق نباشن و به هر N تاشون قول ازدواج ندن!!!!!!!

ـ از ۹ سالگی پشت ماشین باباشون نشینن و خوارومادر ماشین رو به گاء ندن!!!!!!!

ـ احساس خوش تیپی نکنن و خود را دختر کش ندونن!!!!!!

و از همه مهمتر : پس از خوندن این مطالب جنبه خود را نشون نداده و مرام و با حالی خود را اثبات نکنن!!!!!!!



تاريخ : سه شنبه بیست و چهارم مرداد 1391 | 16:43 | نویسنده : سپیده

زن ثروتمندی سه دختر داشت که هر سه ازدواج کرده بودند.

 

 

یکروز تصمیم گرفت میزان علاقه‌اى

 

که دامادهایش به او دارند را ارزیابى کند.

 

 

یکى از دامادها را به خانه‌اش دعوت کرد

 

 

و در حالى که در کنار استخر قدم مى‌زدند

 

 

از قصد وانمود کرد که پایش لیز خورده و خود را درون استخر انداخت.

 

 

دامادش فوراً شیرجه رفت توى آب و او را نجات داد.

 

 

فردا صبح یک ماشین پژو ٢٠۶ نو

 

 

جلوى پارکینگ خانه داماد بودو روى شیشه‌اش نوشته بود:

 

 

«متشکرم! از طرف مادر زنت»

 

 

زن همین کار را با داماد دومش هم کرد

 

 

و این بار هم داماد فوراً شیرجه رفت توى آب وجان زن را نجات داد.

 

 

داماد دوم هم فرداى آن روز یک ماشین پژو ٢٠۶


 

نو هدیه گرفت که روى شیشه‌اش نوشته بود:

 

 

«متشکرم! از طرف مادر زنت»

 

 

نوبت به داماد آخرى رسید

 

 

زن باز هم همان صحنه را تکرار کرد

 

 

 

 

و خود را به داخل استخر انداخت

 

 

امّا داماد از جایش تکان نخورد

 

 

او پیش خود فکر کرد وقتش رسیده که این پیرزن از دنیا برود

 

 

پس چرا من خودم را به خطر بیاندازم.

 

 

همین طور ایستاد تا مادر زنش درآب غرق شد و مرد

 

 

فردا صبح یک ماشین بى‌ام‌ و ی

 

 

کورسى آخرین مدل جلوى پارکینگ خانه داماد

 

 

سوم بود که روى شیشه‌اش نوشته بود

 

 

“متشکرم از طرف پدر زنت”



تاريخ : سه شنبه سیزدهم تیر 1391 | 21:54 | نویسنده : سپیده

در انتظار خوابم و صد افسوس

خوابم به چشم باز نميآيد


اندوهگين و غمزده مي گوي
م

... 



ادامه مطلب
تاريخ : دوشنبه دوازدهم تیر 1391 | 13:6 | نویسنده : سپیده

در دنیا فقط ۳نفر هستند که بدون هیچ چشمداشت و منتی و فقط به خاطر خودت خواسته هایت را برطرف می کنند٬پدر ومادرت و نفر سومی که خودت پیدایش می کنی٬مواظب باش که از دستش ندهی و بدان تو هم برای او نفر سوم خواهی بود



تاريخ : دوشنبه دوازدهم تیر 1391 | 13:2 | نویسنده : سپیده

:دو چیز را از هم جدا کن

عشق و هوس

چون اولی مقدس است و دومی شیطانی٬اولی تو را به پاکی میبرد

.و دومی به پلیدی



تاريخ : دوشنبه دوازدهم تیر 1391 | 12:46 | نویسنده : سپیده

:چاپلین به دخترش نوشت

...تا وقتی قلب عریان کسی را ندیدی بدنت را عریان نکن

...هرگز چشمانت رابرای کسی که معنی نگاهت را نمیفهمد گریان نکن

...قلبت را خالی نگه دار و اگر روزی خواستی کسی را در قلبت جای دهی٬سعی کن فقط یک نفر باشد

.و به او بگو:تورا کمتر از خدا و بیشتر از خودم دوست دارم

...زیرا به خدا اعتقاد و به تو نیاز دارم



تاريخ : یکشنبه یازدهم تیر 1391 | 19:56 | نویسنده : سپیده

...دلم برایت تنگ شده

...امشب دلم برایت تنگ شده به اندازه تمام بی احساسیت

...به اندازه تمام لحظاتی که به من فکر نمیکنی

...به اندازه تمام شب هایی که با حرف هایت آزرده ام کرده ای

...به اندازه ی تمام وعده و وعیدهای دروغی ات

...آری

...دلم برایت تنگ شده

...به اندازه ی تکه های قلب شگسته ام

...دیگر سمت من نیا

...نه اینکه نمیخوام...نه

...می ترسم لبه های تیز تکه های قلب شکسته ام زخمی ات کند



تاريخ : سه شنبه ششم تیر 1391 | 20:37 | نویسنده : سپیده
 

...میشه مثله یه قطره اشک بعضیا رو از چشمت بندازی

ولی هیچ وقت نمیتونی جلوی اشکی رو بگیری که با رفتن بعضیا از چشمت جاری میشه